سوره توبه (۹)

مدنى و شامل يكصد و بيست و نه آيه


اين اعلام بيزارى خدا و پيغمبرش از مشركينى است كه با آن‏ها پيمان بستيد.(۱)

به آن‏ها بگو: چهارماه در زمين بگرديد و بدانيد كه شما خدا را عاجز نمى‏كنيد و خدا افراد بى‏ايمان را خوار مى‏سازد.(۲)

اين اعلامى از طرف خدا و پيغمبرش به مردم در روز حج بزرگ است كه خدا و رسولش از مشركين بيزارند. لذا اگر توبه كنيد به نفع شما است و اگر قبول نكنيد بدانيد كه نمى‏توانيد خدا را عاجز كنيد و مژده عذابى پردرد را به افراد بى‏ايمان بده.(۳)

غير از مشركينى كه با آن‏ها قرارداد بستيد و آن‏ها هم ذره‏اى در اجراى آن فروگذارى نكردند و به هيچ‏كس بر ضد شما كمك نكردند. پيمان آن‏ها را تا پايان مدتش كامل كنيد، چون خدا افراد پرهیزکار را دوست دارد.(۴)

بنابراين وقتى ماه‏هاى حرام به پايان رسيد، مشركين را هر جا پيدا كرديد بكشيد. آن‏ها را بگيريد و محاصره كنيد و در هر جا در كمين آن‏ها بنشينيد. اگر توبه كردند و نماز را به پا داشتند و زكات دادند راه آن‏ها را باز كنيد. مسلماً خدا آمرزنده مهربان است.(۵)

اگر كسى از مشركين از تو پناه خواست به او پناه بده تا كلام خدا را بشنود و بعد او را به محلى كه برايش امن است برسان. اين‏كار به علت اين است كه آن‏ها افرادى بى‏اطلاع هستند.(۶)

چطور مشركين پيمانى با خدا و پيغمبرش دارند؟ غير از كسانى‏كه با شما كنار مسجدالحرام معاهده بستند. افرادى كه با شما معاهده دارند تا موقعى كه بر طبق آن عمل مى‏كنند، شما هم مطابق معاهده با آن‏ها رفتار كنيد. مسلماً خدا افراد پرهیزکار را دوست دارد.(۷)

چطور پيمان آن‏ها ارزش دارد؟ در صورتى كه اگر بر شما دست يابند رعايت خويشاوندى و پيمان را نمى‏كنند. آن‏ها با حرف‏هايشان شما را راضى مى‏كنند ولى دل آن‏ها از اين‏كار امتناع دارد و بيشتر آن‏ها از فرمان خدا اطاعت نمى‏كنند.(۸)

آيات خدا را به قيمت كمى فروختند و مردم را از راه خدا بازداشتند، كارى كه آن‏ها مى‏كردند بسيار بد است.(۹)

درباره هيچ فرد باايمانى رعايت خويشاوندى و پيمان را نمى‏كنند، آن‏ها افراد متجاوزى هستند.(۱۰)

اگر توبه كردند و نماز را به پا داشتند و زكات دادند، برادر دينى شما هستند. ما آيات را براى افراد دانا توضيح مى‏دهيم.(۱۱)

اگر پس از بستن قرارداد عهد خود را شكستند و در دين طعنه زدند، با سران كفر بجنگيد تا از اين عهدشكنى‏ها دست بردارند، چون آن‏ها به عهدشان عمل نكردند.(۱۲)

آيا با افرادى كه عهدشان را شكستند و تصميم به اخراج پيغمبر گرفتند و اولين بار آن‏ها جنگ را با شما شروع كردند نمى‏جنگيد؟ آيا از آن‏ها مى‏ترسيد؟! اگر افراد باايمانى باشيد سزاوار است از خدا بترسيد.(۱۳)

با آن‏ها بجنگيد، خدا آن‏ها را به دست شما عذاب مى‏كند و خوار مى‏سازد و شما را بر آن‏ها پيروز مى‏گرداند و دل افراد باايمان را شفا مى‏بخشد.(۱۴)

تا خشم دلشان را از بين ببرد. خدا توبه هر كس را كه بخواهد مى‏پذيرد. خدا دانا و حكيم است.(۱۵)

آيا خيال كرده‏ايد كه شما به حال خود گذاشته مى‏شويد؟ در صورتى كه هنوز خدا مجاهدين شما را، كه غير از خدا و پيغمبرش و افراد باايمان دوست همرازى نگرفته‏اند، نشناخته است. خدا از كارهايى كه مى‏كنيد خبر دارد.(۱۶)

حق نيست كه مشركين مسجدهاى خدا را آباد كنند در حالى‏كه شاهد كفر خودشان هستند. اعمال آن‏ها از بين رفته و هميشه در جهنم خواهند بود.(۱۷)

مسجدهاى خدا را فقط افرادى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارند و نماز را به پا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و از كسى جز خدا نمى‏ترسند آباد مى‏كنند. اميد است كه اين افراد از كسانى باشند كه راه صحيح را شناخته‏اند.(۱۸)

آيا آب دادن به حاجى‏ها و آبادكردن مسجدالحرام را مثل كار كسى مى‏دانيد كه به خدا و روز آخرت ايمان آورده و در راه خدا جهاد كرده؟ اين دو دسته پيش خدا مساوى نيستند. خدا افرادى را كه ظلم مى‏كنند هدايت نمى‏كند.(۱۹)

افرادى كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و با مال و جان خود در راه خدا جهاد كردند پيش خدا درجه بزرگ‏ترى دارند. چنين افرادى رستگار هستند.(۲۰)

خداوندشان به آن‏ها مژده رحمت و رضاى خودش و بهشتى كه نعمت دايم دارد مى‏دهد.(۲۱)

هميشه در آن خواهند بود، چون پاداش بزرگ در اختيار خدا است.(۲۲)

اى افراد باايمان، پدران و برادرانتان را، اگر كفر را بر ايمان ترجيح دادند پشتيبان خود نگيريد. كسانى‏كه با چنين افرادى دوستى كنند ستمگرند.(۲۳)

بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و خويشانتان و اموالى كه به دست آورده‏ايد و تجارتى كه از كساد شدنش مى‏ترسيد و خانه‏هايى كه مى‏پسنديد، پيش شما محبوب‏تر از خدا و رسولش و جهاد در راه او است، انتظار بكشيد تا خدا فرمانش را صادر كند. خدا افرادى را كه (از دستورهاى او) نافرمانى مى‏كنند هدايت نمى‏كند.(۲۴)

خدا شما را در جاهاى بسيار و روز جنگ حنين كه زيادى عده شما باعث غرور شما شده بود يارى كرد، ولى اين زيادى نفرات براى شما ذره‏اى فايده نداشت و زمين با تمام وسعتش بر شما تنگ شد و بعد فرار كرديد.(۲۵)

بعد خدا آرامش خود را بر رسولش و افراد باايمان نازل كرد و لشكرهايى نازل كرد كه شما آن‏ها را نمى‏ديديد و افراد بى‏ايمان را عذاب كرد. جزاى افراد بى‏ايمان همين است.(۲۶)

خدا بعد از آن توبه هر كس را كه بخواهد مى‏پذيرد. خدا آمرزنده مهربان است.(۲۷)

اى افراد باايمان، مشرك‏ها ناپاك هستند، پس بعداز امسال به مسجدالحرام نزديك نشوند. اگر از فقر مى‏ترسيد (بدانيد كه) اگر خدا بخواهد شما را از فضل خود بى‏نياز مى‏كند، چون خدا دانا و حكيم است.(۲۸)

با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز آخرت ايمان ندارند و چيزى را كه خدا و رسولش حرام كرده، حرام نمى‏دانند و متدين به دين حق نيستند بجنگيد، تا با خوارى و حقارت با دست خود جزيه (ماليات سرانه) بدهند.(۲۹)

يهودى‏ها گفتند: عزير (عزرا) پسر خداست. و عيسويان گفتند: مسيح پسر خداست. اين حرفی است كه زبانى مى‏گويند. حرف آن‏ها شبيه حرف افراد بى‏ايمان قبلى است. خدا آن‏ها را بكشد، چگونه از حقيقت دور مى‏شوند؟(۳۰)

دانشمندان دينى و زاهدان تارك دنياى خود و همين‏طور پيغمبرشان مسيح ابن مريم را صاحب‏اختيار (ارباب) خود گرفتند. در صورتى كه به آن‏ها دستور داده شده بود كه فقط معبود واحد (خدا) را بندگى (اطاعت محض و بدون چون و چرا) كنند. معبودى (كسى‏كه انسان در مقابلش احساس يا ابراز كوچكى بكند و از دستورهايش بدون چون و چرا اطاعت كند) غير از خدا وجود ندارد. او بالاتر از اين چيزهاييست كه شريك او مى‏سازند. (خالق ميلياردها كهكشان كجا و بشر محتاج روى زمين كجا؟) (۳۱)

مى‏خواهند نور خدا را با حرف‏هاى خود خاموش كنند، در صورتى كه خدا چيزى غير از اين نمى‏خواهد كه نورش را كامل كند، هر چند كه افراد بى‏ايمان خوششان نيايد.(۳۲)

خدا وجودى است كه رسولش را با راهنمايى و دين حق فرستاد تا او را از تمام دين آگاه سازد هر چند كه افراد مشرك خوششان نيايد.(۳۳)

اى افراد باايمان، عده زيادى از دانشمندان دينى و زاهدان تارك دنيا (كه ديرنشين شده‏اند) مال مردم را به ناحق مى‏خورند و مردم را از راه خدا باز مى‏دارند. كسانى را كه طلا و نقره را روى هم مى‏گذارند و در راه خدا خرج نمى‏كنند، به عذاب پردردى بشارت بده.(۳۴)

روزى كه آن طلا و نقره را در جهنم مى‏گدازند و با آن پيشانى و پهلو و پشت آن‏ها را داغ مى‏كنند و به آن‏ها مى‏گويند: اين چيزى است كه براى خود اندوختيد، نتيجه طلا و نقره‏اى كه گنج ساختيد، بچشيد.(۳۵)

تعداد ماه‏ها پيش خدا، در كتاب خدا، از روزى كه آسمان‏ها و زمين را آفريد دوازده ماه است. چهارماه آن‏ها ماه حرام است (در آن نبايد جنگ كرد). دين پايدار چنين دينى است. در اين چهارماه به خودتان ظلم نكنيد. و با مشركين دسته‏جمعى بجنگيد همان‏طور كه آن‏ها با شما دسته‏جمعى مى‏جنگند. و بدانيد كه خدا با افراد پرهیزکار است.(۳۶)

عقب انداختن ماه‏ها، اضافه كردن كفر است كه به‏وسيله آن افراد بى‏ايمان گمراه مى‏شوند. يك سال آن را حلال مى‏كنند و يك سال حرام، تا عده ماه‏هاى حرام را موافق چهارماه بكنند تا آنچه را كه خدا حرام كرده حلال كنند. كارهاى بدشان در نظرشان زينت داده شده. خدا افراد بى‏ايمان را هدايت نمى‏كند.(۳۷)

اى افراد باايمان، شما را چه شده كه وقتى به شما گفته مى‏شود كه در راه خدا حركت كنيد، به زمين مى‏چسبيد و حركت نمى‏كنيد؟ آيا به زندگى دنيا در مقابل آخرت راضى شده‏ايد؟ زندگى دنيا در مقابل آخرت بسيار ناچيز است.(۳۸)

اگر حركت نكنيد خدا شما را عذاب پردردى مى‏كند و افرادى غير از شما را جانشين شما مى‏كند و شما ذره‏اى به خدا ضرر نمى‏زنيد. خدا بر انجام هر كارى توانا است.(۳۹)

اگر او (يعنى پيغمبر) را يارى نكرديد، خدا ياريش كرد. وقتى افراد بى‏ايمان او را (از مكه) بيرون كردند، يكى از دو نفرى كه در غار بودند به دوستش گفت: ناراحت نباش، خدا با ماست. خدا هم آرامش فكرى بر او نازل كرد و او را با لشكريانى كه نمى‏ديديد تقويت نمود و سخن افراد بى‏ايمان را پست كرد و سخن خدا بالاتر قرار گرفت. خدا توانا و حكيم است.(۴۰)

چه با بار و وسايل سبك چه با وسايل سنگين، حركت كنيد و با مال و جان خود در راه خدا جهاد كنيد. اگر از حقيقت اطلاع داشته باشيد مى‏فهميد كه اين‏كار براى شما بهتر است.(۴۱)

اگر غنيمتى آنى و سفرى آسان در پيش بود، از تو پيروى مى‏كردند. ولى از سفرى كه مشقت داشته باشد گريزان هستند. به خدا قسم مى‏خورند كه اگر توانايى لازم را داشتيم براى جهاد با شما بيرون مى‏آمديم. آن‏ها خودشان را هلاك مى‏كنند. خدا مى‏داند كه آن‏ها دروغ مى‏گويند.(۴۲)

(اى پيغمبر،) خدا تو را بخشيد. چرا قبل از آن‏كه افراد راستگو براى تو معلوم شوند و دروغگويان را بشناسى به آن‏ها اجازه دادى؟(۴۳)

افرادى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارند براى اين‏كه با مال و جانشان در راه خدا بجنگند از تو اجازه نمى‏خواهند. خدا افراد پرهیزکار را خوب مى‏شناسد.(۴۴)

فقط افرادى كه به خدا و روز آخرت ايمان ندارند و دلشان دچار شك و ترديد است براى ماندن از تو اجازه مى‏خواهند. آن‏ها با شكى كه دارند دچار ترديد هستند.(۴۵)

اگر تصميم رفتن به جنگ داشتند حتماً وسايل لازم را فراهم مى‏كردند. ولى خدا از شركت آن‏ها در جنگ خوشش نمى‏آمد، لذا آن‏ها را از وارد جنگ شدن باز داشت و به آن‏ها گفت: شما هم جزو كسانى باشيد كه در جنگ شركت نكردند.(۴۶)

اگر براى جنگ مى‏آمدند به شما چيزى جز خرابى اضافه نمى‏كردند و بين شما به سرعت حركت و فتنه‏انگيزى مى‏كردند و در بين شما عده‏اى هستند كه براى آن‏ها جاسوسى مى‏كنند. خدا افرادى را كه ظلم مى‏كنند خوب مى‏شناسد.(۴۷)

قبلاً هم دنبال فتنه مى‏گشتند و كارها را براى تو وارونه نشان مى‏دادند تا اين‏كه حقيقت آشكار شد و امر خدا ظاهر شد، در صورتى كه آن‏ها از اين‏كار خوششان نمى‏آمد.(۴۸)

عده‏اى از آن‏ها مى‏گويند: به ما اجازه بده كه در جنگ شركت نكنيم و ما را دچار فتنه نكن. بدانيد كه آن‏ها توى فتنه افتاده‏اند و جهنم افراد بى‏ايمان را احاطه كرده.(۴۹)

اگر براى تو پيش آمد خوبى بكند آن‏ها را ناراحت مى‏كند و اگر مصيبتى بر تو وارد شود مى‏گويند: ما قبلاً تصميم خود را گرفته بوديم، و با خوشحالى رو برمى‏گردانند.(۵۰)

بگو: مصيبتى به ما نمى‏رسد مگر اين‏كه (مطابق قوانين خدا) براى ما مقرر شده باشد. مولاى ما خداست و افراد باايمان بايد (فقط) به خدا توكل كنند.(۵۱)

بگو: آيا غير از اين است كه منتظر يكى از دو حالت خوب براى ما هستيد؟ در صورتى كه ما انتظار مى‏كشيم كه خدا عذابى از طرف خودش يا به دست ما به شما برساند. انتظار بكشيد، ما هم با شما انتظار مى‏كشيم.(۵۲)

بگو: چه با ميل چه بدون ميل انفاق كنيد، خدا انفاق شما را قبول نمى‏كند، چون شما افرادى هستيد كه از دستور خدا اطاعت نمى‏كنيد.(۵۳)

از پذيرفته‏شدن انفاق آن‏ها هيچ چيز جلوگيرى نكرد جز كفر آن‏ها به خدا و رسولش و اين‏كه با تنبلى براى نماز مى‏آمدند و بدون ميل قلبى انفاق مى‏كردند.(۵۴)

مال و فرزند آن‏ها باعث تعجب تو نشود، خدا فقط مى‏خواهد به اين وسيله آن‏ها را در زندگى دنيا عذاب كند و در حال كفر جان بدهند و بميرند.(۵۵)

به خدا قسم مى‏خورند كه از شما هستند در صورتى كه از شما نيستند. آن‏ها افرادى هستند كه مى‏ترسند.(۵۶)

اگر پناهگاهى يا غارى و يا جايى كه توى آن بروند پيدا كنند با عجله به طرف آن مى‏روند.(۵۷)

بعضى از آن‏ها درباره صدقات (زكات) از تو عيب‏جويى مى‏كنند. اگر مقدارى از آن را به آن‏ها بدهى راضى مى‏شوند و اگر ندهى عصبانى مى‏شوند.(۵۸)

اگر آن‏ها از آنچه خدا و رسولش به آن‏ها داده راضى بودند و مى‏گفتند: خدا براى ما كافى است، خدا با لطف خودش و پيغمبرش به ما خواهند داد، ما به خدا علاقه داريم، (براى آن‏ها بهتر بود).(۵۹)

صدقات (زكات) اختصاص به فقرا و مساكين و مسؤولين آن و علاقه‏مندان به اسلام و آزادى بردگان و خسارت ديدگان مقروض و در راه خدا و در راه‏ماندگان دارد، آن از طرف خدا واجب شده است و خدا دانا و حكيم است.(۶۰)

عده‏اى از آن‏ها افرادى هستند كه پيغمبر را اذيت مى‏كنند و مى‏گويند: پيغمبر خوش‏باور است. بگو: او شنونده خوبى براى حرف‏هاى شما است. به خدا و افراد باايمان، ايمان دارد و براى افراد باايمان شما رحمت است و كسانى‏كه پيغمبر خدا را اذيت مى‏كنند عذاب پردردى دارند.(۶۱)

به خدا قسم مى‏خورند تا شما را راضى كنند، در صورتى كه اگر ايمان داشتند حق اين بود كه خدا و رسولش را راضى كنند.(۶۲)

آيا نمى‏دانستند كسى‏كه با خدا و رسولش مخالفت كند جزاى او جهنم است و هميشه در جهنم خواهد ماند؟ و اين خوارى بزرگى است.(۶۳)

افراد منافق (دورو) از اين مى‏ترسند كه سوره‏اى درباره آنان نازل شود و از آنچه در دلشان است خبردارشان كند. بگو: مسخره كنيد، چون خدا آنچه را كه از آن مى‏ترسيد آشكار خواهد كرد.(۶۴)

اگر از آن‏ها سؤال كنى حتماً مى‏گويند: ما فقط شوخى و بازى مى‏كرديم. بگو: آيا خدا و آيات او و رسولش را مسخره مى‏كرديد؟(۶۵)

عذرخواهى نكنيد، شما بعد از ايمان‏آوردنتان كافر شده‏ايد. اگر عده‏اى از شما را ببخشيم عده ديگرى را به سبب اين‏كه گناه‏كار بودند عذاب مى‏كنيم.(۶۶)

بعضى از مردان و زنان منافق مثل هم هستند. به كارهاى زشت امر مى‏كنند و از كار نيك نهى مى‏كنند و از انفاق كردن دست مى‏كشند. خدا را فراموش كرده‏اند و خدا هم آن‏ها را فراموش كرده. افراد منافق فاسق (نافرمان) هستند.(۶۷)

خدا به مردان و زنان منافق و كافر وعده آتش جهنم را داده و در آن جاويدان خواهند بود. جهنم براى آن‏ها كافى است. خدا آن‏ها را از رحمت خود دور كرده و عذابى دايمى دارند.(۶۸)

مانند كسانى‏كه قبل از شما بودند و قدرت و مال و فرزندشان از شما بيشتر بود (نباشيد). آن‏ها از نصيب خود استفاده كردند. شما هم مثل كسانى‏كه قبل از شما از نصيب خود استفاده كردند، از نصيب خود استفاده كرديد و غرق افكار باطل خود شديد، همان‏طور كه آن‏ها شدند. اعمال اين افراد در دنيا و آخرت از بين رفته، آن‏ها ضرر كرده‏اند.(۶۹)

آيا خبر كسانى‏كه قبل از آن‏ها بودند مثل قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهيم و اهالى مدين و قوم لوط به آن‏ها نرسيده؟ پيغمبرانشان دليل‏هاى واضح براى آن‏ها آوردند. خدا به آن‏ها ظلم نكرد، ولى آن‏ها به خودشان ظلم مى‏كردند.(۷۰)

مردان و زنان باايمان دوستدار و پشتيبان يكديگرند. امر به معروف (مردم را تشويق به كارهاى خوب) و نهى از منكر (از كارهاى بد منع) مى‏كنند و نماز را به پا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و از خدا و رسولش اطاعت مى‏كنند. خدا به چنين افرادى رحم مى‏كند، چون خدا توانا و حكيم است.(۷۱)

خدا به مردان و زنان باايمان وعده بهشت‏هايى را داده كه در آن نهرها روان است و هميشه در آن مى‏مانند و منزل‏هاى پاك در بهشت جاويد دارند و رضايت خدا از اين‏ها بالاتر است. اين موفقيت بزرگى است.(۷۲)

اى پيغمبر، با افراد بى‏ايمان و منافق مبارزه كن و بر آن‏ها سخت بگير. جاى آن‏ها جهنم است و جهنم بد جايى است.(۷۳)

به خدا قسم مى‏خورند كه چنين حرفى نزده‏اند. بدون ترديد سخن كفرآميز را گفته‏اند و بعد از مسلمان شدنشان كافر شدند و قصد چيزى را كردند كه به آن نرسيدند. فقط در اثر اين‏كه خدا و پيغمبرش از فضل خود آن‏ها را بى‏نياز كردند به عيب‏جويى پرداختند. اگر توبه كنند به نفع آن‏ها است و اگر قبول نكنند، خدا آن‏ها را در دنيا و آخرت عذاب پردردى مى‏كند. آن‏ها در زمين يار و ياورى ندارند.(۷۴)

عده‏اى از آن‏ها تعهد مى‏كنند كه اگر خدا از فضل خودش ثروتى به ما بدهد زكات مى‏دهيم و افراد صالحى مى‏شويم.(۷۵)

ولى وقتى خدا از فضل خودش ثروتى به آن‏ها داد، بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و رو برگردانند.(۷۶)

بنابراين نفاق (دورويى) در دلشان خواهد بود تا روزى كه خدا را ملاقات كنند، چون به وعده‏اى كه به خدا داده بودند عمل نكردند و دروغ مى‏گفتند.(۷۷)

آيا نمى‏دانستند كه خدا اسرار آن‏ها و در گوشى حرف‏زدنشان را مى‏داند؟ و آيا نمى‏دانستند كه خدا غيب‏ها را مى‏داند؟(۷۸)

كسانى‏كه افراد باايمان را كه با ميل صدقه مى‏دهند و كسانى را كه به اندازه قدرتشان صدقه مى‏دهند مسخره مى‏كنند، خدا آن‏ها را مسخره مى‏كند و عذاب پردردى دارند.(۷۹)

(اى پيغمبر،) براى آن‏ها چه طلب آمرزش بكنى يا نكنى، اگر هفتاد دفعه هم برايشان طلب آمرزش كنى، خدا هرگز آن‏ها را نمى‏آمرزد. اين‏كار براى اين است كه آن‏ها منكر خدا و رسولش شدند. خدا افراد نافرمان را هدايت نمى‏كند.(۸۰)

افرادى كه به‏خاطر اين‏كه بر خلاف دستور رسول خدا به جنگ نرفتند خوشحال بودند و خوششان نمى‏آمد كه با مال و جان خود در راه خدا بجنگند و گفتند: در تابستان گرم به جنگ نرويد. به آن‏ها بگو: گرماى آتش جهنم خيلى شديدتر است، البته اگر اين را بدانند.(۸۱)

بايد كم بخندند و زياد گريه كنند. اين مجازات كارى است كه مى‏كردند.(۸۲)

اگر خدا تو را پيش عده‏اى از آن‏ها برگرداند و از تو اجازه شركت در جنگ را خواستند بگو: هرگز شما به اتفاق من به جنگ نخواهيد رفت و به اتفاق من با دشمنى نخواهيد جنگيد، چون شما بار اول راضى شديد كه در جنگ شركت نكنيد، بنابراين با كسانى‏كه به جنگ نيامدند بنشينيد.(۸۳)

اگر يكى از آن‏ها مرد، هيچ‏گاه بر او نماز نخوان و سر قبرش نايست. چون آن‏ها منكر خدا و رسولش شدند و در حال نافرمانى مردند.(۸۴)

مال و فرزند آن‏ها باعث تعجب تو نشود، خدا فقط مى‏خواهد آن‏ها را به اين وسيله در دنيا عذاب كند و در حال كفر جان بدهند.(۸۵)

وقتى سوره‏اى نازل شود كه به خدا ايمان بياوريد و به اتفاق رسولش بجنگيد، ثروتمندان آن‏ها از تو اجازه مى‏خواهند و مى‏گويند: بگذار ما جزو كسانى باشيم كه به جنگ نمى‏آيند.(۸۶)

آن‏ها راضى شدند كه با افرادى باشند كه به جنگ نمى‏آيند. بر دل‏هاى آن‏ها مهر زده شده و نمى‏فهمند.(۸۷)

اما پيغمبر و كسانى‏كه به او ايمان آوردند و با مال و جانشان مبارزه كردند، خيرات (خوبى‏ها) متعلق به آن‏هاست و آن‏ها رستگارند.(۸۸)

خدا براى آن‏ها بهشت‏هايى آماده كرده كه نهرها در آن روان است و هميشه در آن خواهند بود. اين موفقيت بزرگى است.(۸۹)

عده‏اى از باديه‏نشينان براى بهانه‏تراشيدن آمدند تا به آن‏ها اجازه داده شود كه به جنگ نروند، و كسانى‏كه به خدا و رسولش دروغ گفتند و به جنگ نرفتند، به افراد بى‏ايمان آن‏ها عذاب پردردى خواهد رسيد.(۹۰)

بر افراد ضعيف و مريض و كسانى‏كه مالى ندارند كه در راه جهاد خرج كنند اشكالى وارد نيست وقتى براى خدا و رسولش ديگران را نصيحت كنند، و بر نيكوكاران هم اشكالى وارد نيست. خدا آمرزنده مهربان است.(۹۱)

بر كسانى‏كه براى شركت در جنگ آمدند تا تو براى شركت در جنگ به آن‏ها وسيله سوارى بدهى و به آن‏ها گفتى كه وسيله‏اى براى سوارى شما ندارم و رفتند و چشمشان از غصه پر از اشك بود كه چيزى ندارند كه براى جهاد خرج كنند نيز ايرادى وارد نيست.(۹۲)

ايراد بر افرادى وارد است كه ثروتى دارند و از تو اجازه مى‏خواهند كه در جنگ شركت نكنند، و راضى شدند كه با كسانى باشند كه در جنگ شركت نمى‏كنند. خدا بر دل‏هاى آن‏ها مهر نهاد و آن‏ها نمى‏دانند.(۹۳)

وقتى پيش آن‏ها برگرديد از شما عذرخواهى مى‏كنند. بگو: عذرخواهى نكنيد چون به حرف‏هاى شما ايمان نداريم و خدا خبر شما را به ما داده است. خدا و رسولش كارهاى شما را خواهند ديد. بعد پيش خدايى كه داناى پنهان و آشكار است برگردانده مى‏شويد و او شما را از كارهايى كه مى‏كرديد آگاه خواهد كرد.(۹۴)

وقتى پيش آن‏ها برمى‏گرديد براى شما به خدا قسم مى‏خورند تا از آن‏ها چشم‏پوشى كنيد. از آن‏ها بگذريد، آن‏ها پلید هستند و جزاى آن‏ها به سبب كارهايى كه كردند جهنم است.(۹۵)

براى شما قسم مى‏خورند تا از آن‏ها راضى شويد. اگر شما از آن‏ها راضى شويد خدا از افرادى كه دستورهايش را اجرا نمى‏كنند راضى نمى‏شود.(۹۶)

كفر و دورويى اعراب صحرانشين زيادتر است و سزاوارند كه حدودى كه خدا بر رسولش نازل كرده ندانند. خدا دانا و حكيم است.(۹۷)

عده‏اى از صحرانشينان خرجی راكه (درراه خدا) مى‏كنند غرامت به حساب مى‏آورند و انتظار پيشامدهاى ناراحتكننده‏اى را براى شما دارند. پيشامد بد براى خود آن‏ها است. خدا شنوا و دانا است.(۹۸)

عده‏اى از صحرانشينان افرادى هستند كه به خدا و روز آخرت ايمان دارند و انفاقى راكه (درراه خدا) مى‏كنند وسيله تقرب به خدا و دعاى پيغمبر درباره خود مى‏دانند. بدانيد كه انفاقشان باعث تقربشان خواهد بود. خدا آن‏ها را وارد رحمت خود مى‏كند، چون خدا آمرزنده مهربان است.(۹۹)

خدا از مهاجرين و انصار پيشگام اوليه و كسانى‏كه به خوبى از روش آن‏ها پيروى كردند راضى است و آن‏ها هم از خدا راضى هستند و خدا براى آن‏ها بهشت‏هايى كه در آن نهرها روان است آماده كرده كه هميشه در آن بهشت‏ها خواهند بود. اين موفقيت بزرگى است.(۱۰۰)

عده‏اى از صحرانشينان اطراف شما منافق (دورو) هستند. از اهالى شهر هم عده‏اى در دورويى مهارت دارند كه تو آن‏ها را نمى‏شناسى. ما آن‏ها را مى‏شناسيم. آن‏ها را دوبار عذاب مى‏كنيم و بعد آن‏ها را به عذاب بزرگى دچار مى‏كنيم.(۱۰۱)

افراد ديگرى هستند كه به گناه خودشان اعتراف كردند و كارهاى درست را با كارهاى بد مخلوط كردند. امكان دارد خدا توبه آن‏ها را بپذيرد. چون خدا آمرزنده مهربان است.(۱۰۲)

از مال آن‏ها صدقه بگير تا آن‏ها را پاك و تزكيه بكنى و براى آن‏ها دعا كن. دعاى تو وسيله آرامش آن‏ها است و خدا شنونده دانا است.(۱۰۳)

آيا ندانسته‏اند كه فقط خدا توبه را از بندگانش قبول مى‏كند و صدقات را مى‏پذيرد و خدا توبه‏پذير مهربان است؟(۱۰۴)

بگو: عمل كنيد كه خدا و پيغمبرش و افراد باايمان كار شما را خواهند ديد، و به سوى خدايى كه آشكار و پنهان را مى‏داند برگردانده مى‏شويد و او شما را از تمام كارهايى كه مى‏كرديد آگاه مى‏كند.(۱۰۵)

و افراد ديگرى هستند كه كارشان به نظر خدا بستگى دارد كه يا آن‏ها را عذاب مى‏كند يا توبه آن‏ها را مى‏پذيرد. خدا دانا و حكيم است.(۱۰۶)

افرادى كه مسجدى براى ضررزدن و بى‏ايمانى و تفرقه‏انداختن بين مسلمانان و كمين گاهى براى افرادى كه قبلاً با خدا و رسولش مى‏جنگيدند ساخته‏اند، قسم مى‏خورند كه جز خير چيزى نمى‏خواستيم. در صورتى كه خدا شهادت مى‏دهد كه آن‏ها دروغ مى‏گويند.(۱۰۷)

هيچ وقت در آن مسجد نماز نخوان. سزاوار است در مسجدى كه از روز اول بر پايه تقوى ساخته شده است نماز بخوانى. در آن مردانى هستند كه دوست دارند پاك باشند و خدا پاكان را دوست دارد.(۱۰۸)

آيا كسى‏كه اساس كار خود را بر پايه تقوى (نگرانى از نافرمانى) خدا و رضايت او گذاشته كارش بهتر است يا كسى‏كه اساس كار خود را بر كنار پرتگاهى نهاده كه در حال فروريختن است و با آن در آتش جهنم مى‏افتد؟ خدا كسانى را كه ظلم مى‏كنند هدايت نمى‏كند.(۱۰۹)

بنائى كه ساخته‏اند دايم در دلشان به طور شك باقى مى‏ماند تا وقتى كه دلشان تكه‏تكه شود. خدا دانا و حكيم است.(۱۱۰)

خدا جان و مال افراد باايمان را به قيمت بهشت خريد، افرادى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند. اين وعده درستى در تورات و انجيل و قرآن است و عمل‏كردن به آن بر عهده خداوند است. چه كسى بهتر از خدا به عهدش وفا مى‏كند؟ بنابراين به داد و ستدى كه كرديد شاد باشيد، اين موفقيت بزرگى است.(۱۱۱)

افراد باايمانى كه توبه مى‏كنند، فقط بندگى خدا را مى‏كنند (بنده و مطيع محض و بى‏چون و چراى دستورهاى هيچ‏كس جز خدا نيستند)، فقط خدا را بزرگ مى‏شمارند، سياحت كننده (يا روزه‏دار) مى‏باشند، ركوع و سجود مى‏كنند، امر به معروف (مردم را به كارهاى خوب تشويق) و نهى از منكر (از كارهاى بد منع) مى‏كنند و حدود خدا را حفظ مى‏كنند. به افراد باايمان بشارت بده.(۱۱۲)

پيغمبر و افراد باايمان حق ندارند كه براى افراد مشرك از خدا طلب آمرزش كنند هر چند كه از خويشاوندان آن‏ها باشند، البته بعد از اين‏كه براى آن‏ها روشن شد كه آن‏ها اهل جهنم هستند.(۱۱۳)

طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش فقط به‏خاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود، ولى وقتى براى او روشن شد كه او دشمن خداست، از او بيزارى جست. چون ابراهيم دلسوز و بردبار بود.(۱۱۴)

شايسته خدا نيست افرادى را كه هدايت كرده گمراه كند مگر اين‏كه آنچه را كه بايد از آن خوددارى كنند براى آن‏ها بيان كند. چون خدا هر چيزى را به خوبى مى‏داند.(۱۱۵)

فرمانروايى آسمان‏ها و زمين فقط مال خداست، زنده مى‏كند و مى‏ميراند. شما يار و ياورى غير از خدا نداريد.(۱۱۶)

خدا توبه پيغمبر و مهاجرين و انصار را كه در موقع سختى از او پيروى كردند پذيرفت، بعد از اين‏كه نزديك بود قلب عده‏اى از آن‏ها منحرف شود، باز خدا توبه آن‏ها را پذيرفت، چون خدا نسبت به آن‏ها دلسوز و مهربان است.(۱۱۷)

سه نفرى كه تخلف ورزيدند و به جنگ نرفتند تا حدى كه زمين با تمام وسعتش بر آن‏ها تنگ شد و از كار خود به تنگ آمدند و گمان كردند هيچ پناهگاهى از دست خدا ندارند مگر اين‏كه به خودش پناه ببرند، خدا توبه آن‏ها را پذيرفت تا توبه كنند. چون خدا توبه‏پذير مهربان است.(۱۱۸)

اى افراد باايمان، از نافرمانى دستورهاى خدا بترسيد و با افراد راستگو همراه باشيد.(۱۱۹)

اهل شهر و اعرابى كه اطرافشان هستند حق ندارند از دستور پيغمبر خدا سرپيچى كنند و جان خودشان را بيشتر از جان پيغمبر دوست بدارند. اين به‏خاطر اين است كه هر تشنگى و رنج و گرسنگى كه در راه خدا به آن‏ها برسد و هر جايى قدم بگذارند كه افراد بى‏ايمان را عصبانى كند و به هر دشمنى كه دست يابند، براى آن‏ها عمل صالح نوشته مى‏شود. مسلماً خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند.(۱۲۰)

هر خرج كوچك و بزرگى كه در راه خدا بكنند و هر سرزمينى را طى كنند براى آن‏ها نوشته مى‏شود تا خدا پاداش آن را بيشتر از عملى كه مى‏كردند به آن‏ها بدهد.(۱۲۱)

شايسته نيست كه افراد باايمان همگى با هم حركت كنند. ولى چرا از هر گروه دسته‏اى حركت نكردند تا دين را خوب بفهمند و وقتى پيش قوم خود برگشتند آن‏ها را از عواقب كارهاى زشتشان برحذر دارند شايد مواظب كار خود باشند.(۱۲۲)

اى افراد باايمان، با كافرانى كه نزديك شما هستند بجنگيد. بايد در شما شدت عمل بيابند، و بدانيد كه خدا با افراد پرهیزکار است.(۱۲۳)

وقتى سوره‏اى نازل مى‏شود عده‏اى از آن‏ها مى‏گويند: اين سوره ايمان كداميك از شما را اضافه كرده؟ اما به ايمان مؤمنين اضافه كرده است و آن‏ها خوشحالند.(۱۲۴)

اما بر ناپاكى افرادى كه در دلشان مرضى است افزود و در حال كفر مردند.(۱۲۵)

آيا متوجه نمى‏شوند كه در هر سال يك يا دو بار مورد امتحان قرار مى‏گيرند؟ با وجود آن توبه نمى‏كنند و توجه هم پيدا نمى‏كنند.(۱۲۶)

وقتى سوره‏اى نازل شود بعضى از آن‏ها به هم نگاه مى‏كنند كه آيا كسى شما را مى‏بيند، بعد يواشكى مى‏روند. خدا دل‏هاى آن‏ها را به سبب اين‏كه افرادى هستند كه حقيقت را نمى‏دانند از حق برگردانده.(۱۲۷)

رسولى از خودتان براى شما آمده كه از چيزهايى كه باعث زحمت شما است ناراحت مى‏شود و علاقه زيادى به هدايت و راحتى شما دارد و نسبت به افراد باايمان دلسوز و مهربان است.(۱۲۸)

اگر قبول نكردند بگو: خدا براى من كافى است. معبودى (وجودى كه انسان در مقابل او احساس و ابراز كوچكى بكند و مطيع محض و بى‏چون و چراى دستورهاى او باشد) غير از خدا وجود ندارد. بر او توكل كرده‏ام و او خداوند عرش بزرگ است.(۱۲۹)